دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی
در دیده تویی و گرنه میدوختمی
دل منزل تست ورنه روزی صدبار
در پیش تو چون سپند میسوختمی
عصیان خلایق ار چه صحرا صحراست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هر چند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست
چشمی دارم همه پر از دیدن دوست
با دیده مرا خوشست چون دوست دروست
از دیده و دوست فرق کردن نتوان
یا اوست درون دیده یا دیده خود اوست
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بی جسم همی باید زیست
از من اثری نماند این عشق ز چیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست
از گل طبقی نهاده کین روی منست
وز شب گرهی فگنده کین موی منست
صد نافه به باد داده کین بوی منست
وآتش به جهان درزده کین خوی منست
لذات جهان چشیده باشی همه عمر
با یار خود آرمیده باشی همه عمر
هم آخر عمر رحلتت باید کرد
خوابی باشد که دیده باشی همه عمر
.
رباعیات ابوسعید ابوالخیر
قسمت سوم
اجرا : بهزاد جعفرپور
موسیقی:
Chopin-Tarrega - Nocturne Op. 9 No. 2 for guitar solo (audio + sheet music)
#شعر_خوانی #بهزاد_جعفرپور #ابوسعید_ابوالخیر