اين قطعه مربوط به مراسم عزاداری ظهر عاشورا در سال ۱۳۹۷ مىباشد كه در هیأت رایةالعباس (عليهالسّلام) اجرا شده است.
براى دسترسى به آثار حاج محمود كريمى، مىتوانيد به پايگاه اطلاعرسانی فطرس مراجعه نماييد.
http://fotros.ir
درصورتىكه به زبان دیگری مسلط هستيد، شما نیز میتوانید در ثواب نشر سهیم باشید. کافیاست ترجمه شعر اين قطعه را برای ما در دیدگاهها ارسال نمایید؛ تا به بخش زيرنويسها اضافه گردد.
متن شعر:
ببین دل زار زینب
نگاه و اصرار زینب
تو راهی از خیمه شدی و
من از قفا مرو کجا امیر و سالار زینب
سایهی روی سرم چه کنم
با آتیش جیگرم چه کنم
یه زن تنها با حرم چه کنم
به منه خستهی غم زده رحمی
به دله جون به لب اومده رحمی
نرو نرو یه نیگا به حرم کن به حرم رحمی
دم غروبه خورشیده
چه بوی سیبی پیچیده
وصیت مادرمونه که زینبت
داری میری زیر گلوت و بوسیده
چقده زخمی شده بدنت
جونی نمونده دیگه به تنت
زینبو کشته کهنه پیرهنت
توو دل من غم عالمه رحمی
دور و بر ما نامحرمه رحمی
تو رو به چادر خاکی زهرا مادرم رحمی
ببین که پاهام لرزونه
ببین که دستام بیجونه
بیا بریم خیمه ببینیم
داره تو خواب با ترس و لرز
رقیه روضه میخونه
بذا بخوابه شاید نبینه
که تن تو به روی زمینه
یکی با خنجر رو سینت میشینه
به مادرِ دم گهواره رحمی
به گوشای پر گوشواره رحمی
میزنه حرمله خنده به اشکام نداره رحمی
هنگامۀ غم شد
تیر آمد و مقتل همه آلوده به سم شد
هی کم کم و کم کم
از جسم تو هی کم شد و هی کم شد و کم شد
یک نیزه به شانه
آنقدر فرو رفت که یک مرتبه خم شد
پاشیده تن او
تقطیع شده بند به بند بدن او
عمامه و انگشتری و پیروهن او
لب پاره شد انگار با پا زده نیزه لگدی بر دهن او
لب تشنه و خسته
شمشیر چنان خورده که اعضاش شکسته
زیر سم مرکب
دندان و سر و سینه و ابروش شکسته
شمر است که با چکمه روی سینه نشسته
فریاد کشیده
از روی بلندی به روی سینه پریده
ده ضربه زدست و
مانده دو ضربه که به حنجر نرسیده
با خنجر کندش
رگ های گلو را نبریده که دریده